نور الدين جعفر بدخشى
60
خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )
حضرت « 1 » مصطفى صلى اللّه عليه و سلّم در بستانى « 2 » بود و من در آن بوستان خواستم ( ب ) « 3 » تا درآيم « 4 » شيخ صفى الدّين چوبى بر يك « 5 » طرف درگرفته بود و شيخ علاء الدوله چوبى ديگر بر يك طرف در « 6 » گرفته بود « 7 » و مرا « 8 » مانع شدند از در آمدن « 9 » بر « 10 » مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم . پس تضرّع « 11 » نمودم ( ل ) « 12 » . شيخ صفى الدّين ( ت ) طرف خود را گذاشت « 13 » و « 14 » درآمدم و مصطفى را ديدم كه بر قالى « 15 » بالاى « 16 » كت « 17 » نشسته بود ، سلام گفتم ، روى مبارك از من بگردانيد و گفت كه « 18 » تو ندانستهاى كه صفى الدّين و علاء الدوله از دربانان من « 19 » باشند ؟ گفتم يا رسول اللّه توبه كردم ، حضرت « 20 » مصطفى تبسم نمود و روى مبارك به سوى من گردانيد و فرمود ( آ : برگ 16 الف ) كه « 21 » ديگر چنين نكنى ، گفتم يا رسول اللّه نكنم « 22 » و چون بيرون آمدم شيخ علاء الدوله نيز ( گ ) « 23 » طرف خود را بگذاشت . و در وقت انتباه مسافرت اختيار كردم از براى زيارت « 24 » خدمت خواجه شيخ صفى الدّين را اوّل زيارت كردم و چون به زيارت شيخ علاء الدوله آمدم معلوم شد كه حضرت قطب « 25 » را امروز دعوت باشد زيرا كه وقت زيارت بود ، پس ضمير « 26 » گرفتم كه از بقيهء طعام قلب بايد كه به من برسد ، ناگاه خادم بر دو طبق نانهاى سفيد آورد و بر يك
--> - كرده اعتراض نموده و آن مكتوبات در نفحات الانس ، ص 562 درج است ، به سال 730 هجرى جهان را درود گفته . رك به : جامى ، نفحات الانس ، ص 557 . شوشترى ، مجالس المؤمنين ، ص 284 . غلام سرور ، خزينة الأصفياء ، ج 1 ، ص 375 . ( 1 ) آ ، ن : ندارد . ( 2 ) ل ، ن : سبتانى . ( 3 ) ب : برگ 15 الف . ( 4 ) ب : و من در آن بوستان آمدم تا درآيم ل ، ن : و من بر در اين بوستان آمدم . گ : من بر در آن بستان آمدم . ( 5 ) ن : به يك ، ت : ندارد . ( 6 ) ل : چوبى بر طرفى ديگر ن : چوبى ديگر به يك طرف ديگر . گ : چوبى ديگر بر طرف ديگر گرفته ، ت : « در » ندارد . ( 7 ) ل : ندارد ( كلمه گرفته بود را ) ن : فقط كلمه « بود » ننوشته . ( 8 ) گ : ما را . ( 9 ) ل : درآمدن . در آن بوستان ( 10 ) گ : پيش . ( 11 ) آ : ندارد . ( 12 ) ل : برگ 11 ب . ( 13 ) ل ، ن : ندارد . ت : برگ 9 ب . ( 14 ) آ ، ب ، ل : ننوشته . گ : تا من درآمدم . ( 15 ) ل : بر بالاى ، ن : بر قالى بر بالاى . گ : بر قالين ، ت : بر قالى بالاى كت ( 16 ) ل ، ن : ندارد . ( 17 ) آ : تحت اين كلمه ابريشم نوشته . ( 18 ) گ : « كه » ندارد . ( 19 ) ب ، ل ، گ : ما . ( 20 ) آ ، ب ، ن ، گ : ننوشته . ( 21 ) آ : ندارد . ( 22 ) ل : ديگر نكنم . ( 23 ) گ : ص 381 . ( 24 ) آ ، ب : از براى زيارت چون . ( 25 ) مراد از قطب ، قطب الدّين يحيى نيشابورى مىباشد . ( 26 ) ت : در ضمير .